فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )

495

سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )

كاستيل اسپانيا در كارى كه مربوط به پرتغاليان است مداخله كند . [ بازگشت ] سفير هرگونه اقدامى را به عمل آورد تا نايب السلطنه به وى اجازه دهد با كشتيى كه بتازگى به گوآ رسيده بود به اسپانيا عزيمت كند . زيرا به دلائل زياد خود را موظف مىدانست كه هرچه زودتر به اسپانيا رفته وضع نابسامان امور هند را به اعليحضرت گزارش دهد . اما چون كشتى مهياى حركت نبود و دشمنان نيز از هيچگونه سعايتى از وى نزد نايب السلطنه خوددارى نمىكردند در اين كار توفيق نيافت . درست است كه باوجود كشتيهاى هلندى در بغاز حركت كشتى خالى از خطر نبود اما سفير در صورتى كه نايب السلطنه با حركتش موافقت مىكرد اين خطر را به جان مىخريد . با اين همه نايب السلطنه به بهانهء آنكه با آزاد كردن اسيران جنگى بغاز از محاصرهء دشمن نجات خواهد يافت نزديك يك ماه سفير را سرگرم كرد . از طرف ديگر هلنديها يا بسبب آنكه فصل بادهاى موسمى را در شرف اتمام مىديدند يا بسبب قطع اميد از باز پس گرفتن اسيران خويش ، در آخر ماه فوريه با گرفتن آب و آذوقه بندر گوآ را ترك كردند . سفير با همه كارآزمودگى به خود جرأت نداد كه خارج از فصل از گوآ عزيمت كند ، بنابراين ناگزير همهء زمستان را در انتظار رسيدن كشتيهاى پرتغالى در گوآ گذرانيد . در آغاز سال نو بار ديگر با اصرار و ابرام درخواست كرد كه به كشتى « سن توماس » كه اينك كاملا مجهز شده بود اجازهء حركت به اسپانيا بدهند اما اين‌بار نيز به عذر آنكه تصميم دارند با رسيدن كشتيهاى ديگر از پرتغال براى آزاد كردن شهر و دژ هرمز بدان صوب عزيمت كنند از حركت كشتى و بالمآل عزيمت سفير جلوگيرى كردند . با اين حال نايب السلطنه به سفير اطمينان داد عنقريب و بىآنكه در انتظار رسيدن كشتيى از پرتغال باشد وى را روانهء اسپانيا خواهد كرد . سرانجام از طريق يك كشتى كوچك هلندى كه از موزامبيك آمد آگاه شديم كه چند كشتى بزرگ و يك كشتى كوچك بارى پرتغال در آنجا لنگر انداخته‌اند و بادهاى موسمى ماه مه مانع حركت آنها